1- خوب يك چند تايي سوال دارم كه دوستدارم نظرتون را بگين و البته علماي اهل فن اگه چيز ديگه اي هم به نظرشون رسيد بگن تا استفاده كنيم .
خوب به نظرت اگه تو زندگی واقعی هم ميتونستي تا دنبال يك چيزي ميگشتي زودي يك Ctrl+F بزني و در كمتر از چند ثانيه پيداش كني خوب نبود؟![]()
اگه ميتونستي يك چيزهايي را Cut كني و مهم تر از اون يك كارهايي را Copy كني و بعد هر جا كه خواستي و هر چند باري Paste كني بهتر نبود؟ ( مهم از لحاظ آدم هاي تنبلي مثل خودم
)
تازه فكرش را بكن قدرت اين را داشتي كه Replace كني اون وقت ميدوني دنيات چقدر لذت بخش تر و آرامش بخش تر ميشد؟![]()
![]()
اگه ميشد همه را Select All كني و اون بلايي را كه ميخواستي سرشون بياري چه كيفي ميداد.مگه نه؟ كلي از دردسرهات كم ميشد.![]()
اگه ميشد در لحظه Go To را بزني و بري همون جايي كه دقيقا ميخواي كه ديگه عالي بود.![]()
اگه Properties طرف مقابلت را سه سوته!!! در مياوردي اون وقت تو تصميم گيري براي ادامه رابطت راحت تر نبودي؟ و اون وقت به سرعت زدن يك Close بتوني همه چيز را تموم كني؟![]()
Clear اونم از نوع Formate اش ( ذاتا بدون شرح !!!! )![]()
![]()
اگه ميشد كارهات را تو يك چشم به هم زدن Sort كني عجب حالي ميداد!![]()
اگه ميتونستي شكل و ظاهر چيزها و شايد آدم هاي اطرافت را با دو سه تا تغيير به راحتي عوض كني خوب نبود؟
و هزار تا چيز ديگه كه نميدونم بودنشون تو زندگي واقعي به اين شكل كامپيوتري خوب بود يا نه؟ به نظر شما اگه اون طوري بود دنيا بهتر ميشد يا بدتر؟؟؟![]()
![]()
2- امروز صبح آزمايشگاه الكترونيك داشتيم (10-8 صبح) . از اون جايي كه من تا حدودي سرما خوردم داشتم به شدت سلفه ميكردم كه اين آقايي كه اون جا براي مهندس پيروز! چايي مياره اومد تو آزمايشگاه تا آب جوش مهندس را بزاره، منم داشتم سلفه ميكردم يكهو ديدم اون آقا اومد طرفم و يك چايي از تو سيني برام گذاشت رو ميز و گفت اين را بخور تا خوب بشي! من اون لحظه این طوری شدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوب اون لحظه من واقعا هم خوشحال بودم هم شرمنده محبت اون آقاي مهربون شده بودم هم چايي داشتم!!! البته يكي از هم كلاسي هاي كمي تا قسمتي فرصت طلب هم
با ديدن اين صحنه شروع كرد سلفه كردن اما اتفاقي نيفتاد
. خلاصه اون چايي حسابي چسبيد.جاتون خالي ( البته اگه بودين چايي خبري نبود ها !!
)
3- ارائه شبكه هم به خير و خوشي با سلام و صلوات تموم شد.خداراشكر!
خدايي تا اين جاي كار كه استاد شبكمون خيلي خوب بوده ( البته از لحاظ راه اومدن با دانشجو ) اميدوارم تا آخرشم همين طور باشه.
4- ديشب يك " تق جيز " به سبك آلماني خورديم
كه جاتون خالي خيلي خوشمزه شده بود. كلي كيف وكرديم.![]()
![]()
.سر این قضیه با کلی آدم های ناآشنا هم آشنا شدم.![]()
و نصف بیشترش هم به خاطر قانع شدن همکلاسی محترم بود که بالاخره بفهمه لینوکس بهتر از ویندوز نیست و همچنین این که چند سالی است یک چیزی اختراع شده که اسمش اینترنت است!!!! ![]()
همکلاسی متشکریم... ![]()
![]()
پ ن ۳ : میرم خونه![]()
![]()
دارم فکر میکنم چی کار کنم.
) . امیدوارم دوستانی که این جا را میخونن مشکلی نداشته باشن. اون هایی هم که نمیخونن که خداراشکر مشکلی ندارن!!![]()
![]()



