مدار و عشق طاهر
استاد طاهر یکی از اساتیدی بود که علمش را از بر بود و نیاز به خواندن از روی کاغذ یا اسلاید نداشت. شیوه ی کار استاد به این صورت بود که هر گاه بر سر کلاس حاضر می گردید با جمله ی معروف کاشی خود یعنی آقاجون ( لطفا بکشید )یکی از دوستان را که همیشه برادر بود به پای تخته فرا می خواند و از او می خواست تا مسئله ای را حل نماید و بعضا هم تا آخر مسئله را خود حل می نمود.
دوستان شرح های بسیاری از تصحیحات اوراق امتحانی جناب استاد می گفتند ولی ما وقتی آن را باور نمودیم که نمرات دلنشین خود را بر برد مهندسی یافتیم.80 درصد از کلاس نمراتشان زیر 10 بود و این باعث گردید بسیاری از دوستان به فکر حذف درس بیفتند.جناب استاد کاری به راه حل نداشت و حتی اگر n صفحه هم راه حل نوشته بودی ولی جواب آخر را درست ننوشته بودی ، خط بطلانی بود که بر روی آن می آمد.به این روش نمرات بسیار کم شد.
امتحان میانترم دوم : آنقدر افتضاح بود که استاد صدایش را در نیاورد و بسیار لرد منشانه از آن گذشت.
در این امتحان ماشین حساب حرف اول را می زد و اگر کسی این وسیله حیات ساز را در اخنیار نداشت ممکن بود به بن بست بربخورد که برای برخی این چنین گردید. به هر حال این امتحان گذشت در حالیکه چهره های بسیاری از رایانه ها نگران بود.
نتایج : به غیر عده ای از بچه ها که تعدادشان به تعداد نیمی از انگشتان پا نیز نمی رسید بقیه که تعدادشان کم نیود با نمره ی 10 پاس گردیدند و 12 نفر نیز به ترم بعدی لینک یافتند.
نتیجه ی اخلاقی : رایانه ها در ترم دو درسی با استادی از گروه برق داشتند که بسیار برایشان زجر آور بود.در ترم 3 نیز درسی با استاد دیگری از گروه برق داشتند که با اینکه تلفات داشت ولی خاطره اش خوش بود.من خیلی فکر کردم و دلیل این تفاوت را در مشکلات دوران بچگی استاد فیزیک 2 یافتم ...
يادته كه چقدر ريا ميكردي ٬ بندههاي مارو سياه ميكردي ٬ تا يه نفر دورو برت ميديدي ٬ چقدر والضالين و ميكشيدي ٬ اينهمه كه روضه و نوحه خوندي ٬ يه لقمه نون دست كسي روسوندي؟
لینک شعر در یوتوب (فقط اگه این آقای مدرس یک کم بهتر میخندید بهتر بود
)



