خوب نمیگی میترسم؟
ای بابا این جا نا سلامتی محل کار است!![]()
![]()
دلم میخواد بهشون برسم![]()
کمک هم میخوام ٬ خبرت میکنم...
خدا جون میدونم که حواست هست٬ خیلی مخلصیم ![]()
دل ن: شاید این جمعه بیاید ٬ شاید ...![]()
![]()
اینقدر صبح ها سخت از خواب بیدار میشم که نگو.البته کلا خواب را خیلی دوست دارم اما خواب صبح دیگه یک چیز دیگه است!![]()
همش ساعت را میزارم و میگم فقط پنج دقیقه و بازم میخوابم تا آخرش دیرم بشه و بدو بدو مجبور بشم برم سر کار!![]()
کار کردنم سخت است ها! ای بابا بگو چی سخت نیست!
میگن باید عاشق هر چیزی باشی تا سختی هاش را نبینی!
میگن دیگه ٬ راست و دروغش با خود اونایی که عاشق بودن و اینا گفتن![]()
یادش به خیر دانشگاه که میرفتم کلاس های ۸ صبح چه صفایی!!! داشت و همیشه یک ربع به ۸ داشتیم بدو بدو میرفتیم دانشگاه
البته روزهایی که صبحانه را سلف میخوردیم باز وضع بهتر بود![]()
خلاصه بزرگ شدنم سخته!!!
دل ن : به نام زدن...!
![]()
سیزدهمین روز فروردین ماه است و همان سیزده به در. اسمش هم جالب است! به درش میکردن!!
امسال خونه ایم پس نتیجتا سبزه ای هم گره نزده و نمیزنیم!!
ساعت ۱۲ از رختخواب اومدم بیرون! و البته چون دیشب ۳ نصفه شب خوابیدم!
چقدر عالی که فردا جمعه است و تعطیل![]()
عید امسال هم خوب بود و خدا را شکر!
پ ن: این که کوچیکترین نوه فامیل باشی و هنوز پیش مامان و بابا باعث میشه یک عیدی هایی بگیری که خیلی ها نمیگیرن![]()
دل ن: تازه دارم یک نگرانی هایی را درک میکنم! خوشحالم که هنوز برای تصمیم گیری وقت هست!
![]()
دل ن: ترس ، عشق ، دلتنگی ، عقل ، دودلی ، اعتماد ، نگرانی ، توکل ...
![]()
دیروز هم ۶/۱/۸۸ بود و روز خوبی بود ![]()
عید هم داره تموم میشه و از فردا باید برم سر کار. این هم شیرین است.
زندگی را آسون بگیر تا آسون بگذره!
کماکان ۸۸ را عشق است ![]()
خدایا مثل همیشه رو به درگاه تو ام و دستم به سمت تو است و روی لبم ذکر تو. هر اون چه برامون خیر و صلاح است را برامون بخواه و ما را هم قادر به درکش بکن![]()
![]()