سلام دوستان.![]()
![]()
![]()
۱- خوب خوردن جوجه کباب تو سلف دانشگاه هم یکی از خاطرات خوشمزه دوران دانشجویی دیگه.![]()
حالا دیگه هر کی ازتون پرسید دانشگاه چه غذایی بهتون میده میتونین بگین مرغ و ماهی
و کباب و جوجه کباب
( خدا بده برکت
)
۲- چند روز پیش داشتم با یکی از بچه های ۸۵ حرف میزدم و یعنی یک کم نصیحتش میکردم
. بحث کشید به ساعت خوابیدن
بهش گفتم شب ها زود بخواب تا صبح ها اذیت نشی . اون وقت بود که یاد خودم افتادم که تا سال دوم شب ها ساعت ۱۲ به بعد خواب بودم ![]()
اما حالا شبها تا ۲-۳ نصفه شب با بچه ها حرف میزنیم ( حتی بعضی وقت ها چراغ ها را هم که خاموش میکنیم تا بخوابیم بازم تا مدت ها میگیم و میخندیم ![]()
) و صبح وقتی پامیشیم که به جای صبحانه یک سره میریم سلف ناهار بخوریم![]()
![]()
( بچه بدی شدم ![]()
)
۳- شنیده ها حاکی از اینه که بچه ها میخوان یک اردوی یک روزه بزارن برای اصفهان
. خوب البته یک روز برای دیدن اصفهان فکر نمیکنین زیاد باشه؟؟![]()
میترسم وقت زیاد بیارین. ( یکی بگه آخه تو که معلوم نیست میری یا نه برای چی نظر میدی
. اون ها که میخوان برن فکر جا و مکان و ماشین و زمان و همه چی را حتما کردن دیگه. )
پ ن : بعضی آدم ها خیلی آدم های بیخودی هستن. اصلا تکلیفشون با خودشون و زندگی و آدم های دور و برشون معلوم نیست.با این وضعیتشون همه را اذیت میکنن.هر روز یک حالی اند.آخه ثبات شخصیتم خوب چیزیه...
پ ن ۲ : این اینترنت دانشگاهم که دیگه خیلی افتضاح است.حوصله آدم از دستش سر میره. ![]()
![]()
![]()
پ ن ۳: اومدیم امشب بریم تئاتر یک کم بخندیم تئاتر را تعطیل کردن![]()
![]()
گفتن مشکل داشته .حالا چه مشکلی خدا میدونه![]()
بعدشم همه وایساده بودن جلوی در آمفی تئاتر منتظر یک حادثه
.به لیلا میگفتم بیا بریم از تجربیات رو زمین نشستن های قبلیمون براشون بگیم![]()
![]()
. حالا اینا به کنار مسئله اینه که یکی دیگه با یکی دیگه میجنگه حالا پول بلیط ما چی میشه؟![]()
![]()
![]()
پ ن ۴ : انتخابات انجمن علمی هم امروز برگزار میشه. ولی دیگه من که توش نیستم انجمن صفایی نداره و کاری هم نمیکنه![]()
![]()
![]()
یک جمله ماندگار از استاد شبکه : عناصر ذکور نظری ندارن؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()