میدونی یک چیزهایی تو زندگی هست که آدم با همه حرفهایی که میزنن که" آدمیزاد به همه چیز عادت میکنه " اما نمیتونه به اون ها عادت کنه یا حداقل خیلی با سختی به اون ها عادت میکنه. دور بودن از کسایی که برات عزیز اند یکی از این نمونه هاست که تو هرچقدر هم که زمان بگذره هنوزم ته دلت میلرزه و دلت پر میکشه برای اون ها.
این هفته برای اولین بار که امسال سه هفته این جا میمونم.شاید برای خیلی ها خنده دار بیاد اما من دلم خیلی تنگ شده.
نمیدونم بعد ها که این ها را میخونم بازم از خونواده دورم یا نه ( امیدوارم این طور نباشه ) اما الان به خودم میگم که باید تحمل کنی.
( الان که بزنم زیر گریه ![]()
)
چقدر این آخر هفته همه چیز آروم است.خوابگاه و دانشگاه ساکت است
. بازم خداراشکر که تو اتاق به اندازه کافی شادی هست![]()
دلا امشب سفر دارم
چه سودایی به سر دارم
حکایت های پرشرر دارم
چه بزمی با تو تا سحر دارم
پ ن : امروز تولدم است منتها تولد قمری.![]()
پ ن ۲ : ببین حتی استاد استرس هم رفته خونه وچراغ دفترش خاموش است.
. ولی خیلی باحال همیشه شب ها ساعت ۱۰ که برمیگردیم خوابگاه جناب استاد هنوزم تو دفترش است. حالا سرچ میکنه یا چت میکنه خدا میدونه
( آی دی استاد چی بود ؟ میخوایم میل تهدید آمیز بزنیم
)ما هم از دور یک خسته نباشیدی میگیمو میریم![]()
![]()
پ ن ۳ : ببین من امروز دیگه تصمیم داشتم درس بخونم اما چی کار کنم که قسمت نمیشه؟![]()
![]()
آخه از صبح تا شب ( بهتر بگم از ظهر تا شب ![]()
) من فقط ۸ صفحه میکرو خوندم و دیگر هیچ .اونم که قربونش برم اینقدر خوب خوندم که نگو ( با مخلفات کامل !!!![]()
). اصلا تقصیر این اتاق ما است که همه کاری توش میکنیم جز درس خوندن ![]()
![]()
اینم برا هم اتاقی های گلم ![]()
![]()
![]()
( این چهارمی خودم نبودم
فاطمه بود که میاد اتاق ما
)
پ ن ۴ : میدونی ! یا ما ۳ تا خیلی خوش شانسیم یا تو خیلی بد شانسی
. خدا صبرت بده هم اتاقی عزیزم ![]()
![]()
پ ن ۵ : یک جفت کفش خوشگل جینگیلی مستون با سر گرد
- یک عالمه خنده- حرف زدن تو خواب
- از ما اصرار و از اون انکار
- دل جوون و پیر - یک صحنه خیلی غیرعادی از یک آدم به ظاهر مثبت و به باطن شر و شور ![]()
- من این ها را نمیپوشم
- کم رویی
و ...
آخه بچه این کارا چی تو میکنی؟ ![]()
![]()
![]()
![]()