خوب امروز ارائه شبکه داشتیم .ما گروه سومی بودیم که امروز باید ارائه میدادیم. بعد از بیداری دیشب و تلاش در جهت آمادگی، اسلاید ها تقریبا نصفه و نیمه بود برای همین صبح از خواب ناز دل کندیم و اومدیم دانشگاه و شروع کردیم کار ها را روبه راه کردن.![]()
ساعت ۱۰:۱۵ بود که استاد شبکه رفت سر کلاس و ما از سایت رفتنش را نظاره کردیم و همچنان با تلاش فراوان به امر خطیر ساخت اسلاید مبادرت داشتیم.![]()
ساعت ۱۰:۳۰ من کارم تموم شد و رفتم سر کلاس و در بدو ورود دیدم سمیرا ارائش تموم شده!!!!!!!
و ما باز هم به سرعت بالای سمیرا ایمان آوردیم .اما این چیزی نبود که امروز برای ما دلچسب باشه.![]()
بعد از اون ارائه گروه بعدی با ارائه دهندگی رویا شروع شد و من این جا بود که فهمیدم ما حتما امروز ارائه داریم و تمام امید هام برای موکول شدن ارائمون به جلسه بعدی به کل نیست و نابود شد.![]()
سر کلاس به کمک پیام کوتاه با هم گروهی های محترم در سایت آی تی در تماس بودم و مرتب اخبار هول انگیزی از نزدیک شدن زمان ارائه را بهشون میدادم.![]()
دیگه ساعت ۱۱ بود که طاقتم طاق شد و رفتم سایت تا ببینم بچه ها چی کار میکنن . دیدم کار ساخت اسلاید ها تموم شده و همه چیز آماده برا ارائه است.![]()
دیگه بار و بندیلمون را جمع کردیم و رفتیم سر کلاس.
ارائه رویا هم تموم شد و اومد پایین و من رفتم تا اسلاید ها را آماده کنم.اومدم فلش بچه ها را سيف كنم كه كامپيوتر قفل كرده بود هر كاري هم كه كرديم درست نشد كه نشدبراي همين با اجازه استاد ! كامپيوتر را مزين به عمل شريف ريست كرديم و منتظر شديم تا دوباره جمال بي مثالش رو صفحه بياد. ![]()
خلاصه كامپيوتر اومد بالا ولي چه بالا اومدني.قربون اون بالا اومدنش که نیومد و این نیومدنش از صد تا اومدن بهتر بودن!!![]()
کامپیوتر با این سیستم پیشرفته بعد از ریست هم قفل بود . ولی آی حال داد من که داشتم میمردم از خنده
.خلاصه که همه به مستجاب الدعوه بودن ما ایمان آوردن و فهمیدن که ما که دعا کنیم ارائه ندیم عملی میشه ( حالا اگه دعایی دارین به من بگین تا براتون بکنم!!
)
استاد شبکه بسیار عزیز هم که با ریلکسی فراوان بعد از این که من گفتم استاد کامپیوتر قفل است گفت باشه برا جلسه بعد!!!!!
و ما دیگه اون موقع چه حالی داشتیم خدا میدونه.![]()
البته بعد از این حرفها کامپیوتر بالا اومد و ما اندر باب این که استاد فکر نکنه ما ارائمون آماده نیست و با کمی چاشنی پاچه خواری و صد البته خورد و خاک شیر کردن اعصاب دوستان و همکلاسیهای عزیز!!
آمادگی خودمون را برای ارائه با نشون دادن اسلايد هامون به استاد اعلام كرديم اما خوب اين بار استثنائا دل و زبونمون يكي نبود!![]()
استاد رفت و ما شاد و خوشحال خداي مهربون را شكر كرديم و ذوق از خودمون در كرديم.
و این بود ماجرای ارائه ندادن ما.
تا یکشنبه آینده و ارائه بعدی بدرود و دو صد درود ![]()