تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - شبیه سازی

 

من فکر کنم این استاد شبیه سازی دانشگاه خصوصی ( یک نفره ) میرفته! آخه اصلا انگار با کلاس و دانشجو و شیطونی هاشون آشنا نیست

 امروز سر کلاس وقتی ما یک کم ( دقت کنید ٬فقط یک کم ) داشتیم پچ پچ میکردیم و راجع به مسائل مربوط به درس! حرف میزدیم استاد جون برگشته و دستاش را گذاشته رو صندلی و زل زده تو چشم ما که ما ساکت بشیم ما هم اول به روی خودمون نیاوردیم ٬ اما دیدیم خیر انگار استاد دست بردار نیست. ما هم این طرف و اون طرف را یک نگاهی کردیم بعد بازم یک نگاه به استاد کردیم دیدیم نه! هنوزم تو این حالت (  ) است. خوب این بود که ما دیگه از رو رفتیم و ساکت شدیم  .

آخه این استاد فکر نمیکنه ما میترسیم؟بابا این هزار بار ٬ ما قلبمون حساس است  حالا هی با ما ترم آخری ها بد تا کنید.میریم بعد دلتون میسوزه ها . از ما گفتن بود و از شما نشنیدن. بعد پشیمونی فایده نداره ها  بزارید ما سر کلاس بخندیم و شیطونیمون را بکنیم ( یکی این را به استاد بگه ) حالا نگفتین هم هیچ طوری نمیشه ٬ خود استاد کم کم عادت میکنه

راستی الان که حرف شبیه سازی شد یاد یک خاطره افتادم! جلسه قبل سر کلاس بودیم و استاد داشت تند تند درس میداد که یکهو صدای زنگ اس.ام.اس موبایل استاد بلند شد و استاد بیچاره هم حسابی جا خورد که یادش رفته موبایلش را قبل از کلاس ساکت کنه برای همین در حالی که داشت سوال یکی از بچه ها را جواب میداد رفت طرف میز و شروع کرد جیب های کاپشنش را گشتن و حالا موبایلم پیدا نمیشد که , بیچاره در حین حرف زدن و جواب سوال دادن همه جیب هاش را هم گشت تا بالاخره پیداش کرد و بعدم از زنگ موبایلش فهمیدیم که کلا زد موبایل را خاموش کرد!!!  بعدشم که انگار هول کرده بود و خندشم گرفته بود و خلاصه ما هم خودمون را اصلا نزدیم به اون راه! ( چه دانشجوهای بدی! )

 

 پ ن : چی میشه اگه این ۲۴ اسفند امسال از تقویم حذف بشه؟ بابا من اصلا نمیفهمم این اسپایکینگ نرون  (spiking neuron model )چی هست و چی میگه. صدای  من را میشنوید.؟SOS 

پ ن ۲: چشم عقل را میبنده و دهنش را باز میکنه و مسلسل بار چیزهایی را میگه که دل های زیادی را میشکنه. و نمیدونم که اصلا پشیمونی براش معنی داره یا نه؟

پ ن ۳ : یک نصیحت : هیچ وقت از یکی از کسایی که توی همون کلاسی میره که شما میرید ( فکر کنم بهش میگن همکلاسی! ) راجع به ساعت کلاس نپرسین چون اصلا به اون ربطی نداره !!! تازه میره خرج رو دست بقیه هم میزاره و البته خودتون!!!

 خلاصه که از اون راجع به کلاس هایی نظر بخوایند که شاگرد اون ها نیست!!! فهمیدین یا نه؟! راجع به اون ها بپرسید...

پ ن ۴ : بابا ایول! استاد باز هم موبایلش را خاموش نکرده بود و وسط کلاس براش اس.ام.اس اومد  . اما این بار در کمال آرامش رفت بیرون کلاس و اس.ام.اس را خوند .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 19:32  توسط فازی  |