تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - 85 رفتی؟

 

سلام.

سلام به همه اون هايي كه خيلي خيلي دوستشون دارم حالا چه اين نوشته ها را بخونن و چه نه!

 

اول حرفم بزاريد بگم كه احتمالا اين نوشته خيلي طولاني باشه پس اگه حوصله خوندنش را ندارين از الان حرف اصلي را بزنم ، اونم اين كه اولا همتون را خيلي خيلي خيلي دوست دارم ( خدا وكيلي بدون يك نقطه ترديد تو قلبم اين حرف را ميزنم ) و دوم اين كه عيدتون مبارك باشه انشالله ، اميدوارم كه سال جديد براتون پر از اتفاقات شيرين و خوش آيند گنده! و حسابي باشه و سالي باشه سرنوشت ساز كه بعد ها هميشه خاطرات شيرينتون را با تاريخ اين سال يادآوري كنيد. آمين!

راستي هر خوبي و بدي كه ديدين خوبي هاش را تو چشم و ذهنتون بزرگ كنيد و بدي هاش را هم به بزرگي خودتون ببخشيد.

 

خوب بعد از خلاصه اخبار ميرم سراغ مشروح حرف هام.

 

حدودا 4 ساعت مونده تا سال 85 تموم بشه و سال جديد از راه برسه.4 ساعت از 365 روزي كه مثل بقيه 365 هاي ديگه گذروندم و شايد بگذرونم! باقي مونده. نميدونم چرا اما اين لحظات يك حس غربتي من را گرفته و احساس ميكنم دارم چيزي را از دست ميدم و نميتونم جلوي از دست دادنش را هم بگيرم.

 

قبل از اين كه بيام و بنويسم داشتم هفت سين ميچيدم . خوشگل شده ، من كه دوستش دارم . يك هفت سين جمع و جور و دلچسب كه به دل ميشينه ( يا من اين طور فكر ميكنم ) . انشالله كه هفت سين هاي شما هم گرم باشه ( نميدونم چرا بايد گرم باشه؟! شايد چون ميخوام جمعتون گرم باشه و پر از عشق ) .

 

ميخوام حرف هايي بزنم كه شايد بيشتر تلخ باشه تا شيرين اما بايد بگم وگرنه دلم آروم نميشه. نميدونم چرا اما ذهنم مشغول است. دلم ميخواد گريه كنم. دلم تنگ است براي اون هايي كه عيد ندارن .براي اون هايي كه مريض اند و گرفتار بيماري و روزهاي عيدشون را با درد ميگذرونن. براي اون چشم و دست هايي كه شرمنده بچه هاش شده و فقر چنان سيلي به صورتش زده كه هر كاري ميكنه نميتونه اثرش را از بين ببره . اين ها شعار نيست ، اين ها زندگي است. دلم تنگ است براي اون چشم هايي كه به جاي ديدن لبخند و شادي فقط و فقط دعوا ميبينه و داد ميشنوه و عيد و غير عيد براي اون كوچولو وقتي پدر و مادر عيد را مهمون خونه كوچيك دلش نميكنن هيچ فرقي نداره و اون مدام بايد دلش بلرزه كه نكنه الان دوباره ... .دلم ميلرزه براي اون بچه اي كه پدري نداره كه سايه سرش باشه . براي اون عزيزي كه مادرش نيست و با رفتنش عيد را براي هميشه از دلش برده. دلم تنگ است براي همه گرفتارهايي كه دلشون پر از غم است و عيد و غير عيدشون فرقي نميكنه. دلم تنگ است براي اون دل هايي كه عزيزي را از دست دادن و خونه دلشون سياه پوش رفتن اون است.

خدايا ، بزرگي و با عظمت ، مهربوني و با محبت براي همين مثل هميشه در خونه تو را ميزنم. خداي من بزار قسمت بدم به همه محبتت به همه كرمت به همه بزرگيت ، خداي خوبم كمكمون كن . كمك كن تا دل هامون شاد باشه تا هيچ دلي نلرزه تا اشك هاي گرم صورتمون را پر نكنه تا نيايم هي در خونت و داد بزنيم كه آخه خدا ما را يادت رفته!!!

خدايا شاد كن دل همه بنده هات را به شادي خودت.

 

سال 85 براي من چطور بود؟ خوب هم شيرين بود و هم تلخ اما بيشتر شيرين بود با لحظات خاطره انگيز. يك سال بزرگتر شدم و دنيام هم بزرگتر شد. وبلاگم هم متولد سال 85 است. اين شايد يكي از شيرين ترين اتفاقات امسال بود. يك راه ارتباطي ديگه براي دريافت هر چه بيشتر محبت هاي شما. خدا وكيلي با خوندن تك تك نظرات شما يك دنيا شاد ميشم.

 

حالا داره اين سال هم تموم ميشه و بهار مياد.نميدونم چرا اما انگار اين هيجان قبل از سال تحويل را بيشتر از بعدش دوست دارم.

 سال 86 داره مياد و من ميدونم كه امسال سال خيلي خوبي است.نگين از كجا چون خودمم نميدونم اما يك حسي اين را بهم ميگه و منم قبولش دارم.

اميدوارم كه امسال از بقيه سال هاي عمرمون شيرين تر و پر خاطره تر باشه و هر چي اتفاق خوب امسال برامون بيفته، اونم اتفاقات موندگار!

 

امسال از يك لحاظ ديگه اي هم سال خاصي است و اونم اين كه امسال سال فارغ التحصيلي و تمام شدن دوره چهار ساله دانشگاه است. خوب خواه ناخواه اين اتفاق مي افتاد. يادش به خير سال 82 كه قبول شديم با انگشت هامون شمرديم كه كي درسمون تموم ميشه و بعد گفتيم اوووووه حالا كو تا سال 86!

حالا رسيديم به همون جا و تقريبا نزديك هاي آخر خطيم و من از الان دلم تنگ است. براي همه لحظات تلخ و شيرينمون. براي همه دوستي ها و عشق هامون. براي همه نگاه ها و سلام هامون. براي همه حرف ها و اشاره هامون. براي همه بچه گي ها و بزرگي هامون . براي همه خنده ها و گريه هامون و براي همه چيزهاي خوب و بد اين چهار سال. و خدا را شكر ميكنم كه اگه اين چهار سال تموم شد حداقل خاطراتش برام مونده و ميمونه.

 

خوب يك حرفي را هم بايد بزنم اونم اين كه ببخشيد! بابت همه ناراحتي هايي كه از من تو دلتون هست.( اميدوارم فراموشي بگيريد!!! البته تو همين يك مورد )

 

 

لحظه تحويل سال نميدونم بيدارم يا نه! هر چند ساعت گذاشتم كه بيدار بشم ( ميگن هر كسي هر كاري موقع تحويل سال بكنه تو اون سال هم همون كار را ميكنه !!! خوب پس اگه من خواب باشم كلا بايد تو رختخوابم باشم امسال! ) . صبح هم ميريم ديدن مامان جون و آقاجون و پدر بزرگ و مادر بزرگ و من چقدر دلم براشون تنگ است. ميريم اما نه به قصد روبوسي ، ميريم به قصد خوندن فاتحه و تبريك عيد بر سر مزار. چقدر دلم براشون تنگ شده. خوش به حال شمايي كه هنوز اين موجودات دوست داشتني را كنار خودتون دارين. خيلي قدر اين لحظات را بدونين. انشالله كه عمر با بركت و طولاني داشته باشن. از قول منم بغلشون كنيد و گرماي وجودشون را احساس كنيد.

 

حرف هام اين بار خيلي تيكه تيكه بود. بايد ببخشيد ( البته اگه خوندين! ) آخه حسي نوشتم ، اومد و منم نوشتم.

 

باز هم ميگم عيدتون مبارك. دلم براي همتون تنگ شده. بابا يك خبري از خودتون بدين. جاي دوري نميره به خدا. آخه از روزي كه تعطيل شديم ديگه انگار نه انگار كه يك فائزه اي هم هست. از بس ازتون بي خبرم ديشب خوابتون را ديدم. خيلي از شما ها بودين. عجب خوابي بود.

 

موقع تحويل سال هم دعا يادتون نره ( اميدوارم چشمتون به ماهي كه ميفته ياد من بيفتين!!! ) براي همه دعا كنيد .

 

 

پ ن : راستي 3:37 نصفه شب اس.ام.اس ميزنين؟!!

 

پ ن ۲ : ساعت 2 صبح چهارشنبه 1/1/1386 است. من نميدونم كه تا 1.5 ديگه و لحظه تحويل سال بيدار ميمونم يا نه!! اما خوب تا الان كه بيدارم  حالا اگه من خوابم برد شما كه بيداريد من را ياد كنيد.

لحظه هاي انتظارتون گرم وشيرين باشه.

 

پ ن ۳ :سلام. ساعت 3:30 صبح 1/1/86 است و من بيدار موندم. تا چند دقيقه ديگه توپ در ميره و سال تحويل ميشه و ه نظرم هيچ دعايي قشنگ تر از دعاي تحويل سال نيست.

خدايا حول حالنا الي احسن الحال

 

پ ن 4 : يوهووووووووووووووووووووووو عيدتون مبارك!! خوب اينم آخرين قسمت از گزارش لحظه به لحظه شب بيداري من تا لحظه تحويل سال.ساعت الان ۴ صبح است. به سلامتي سال تحويل شد و رسما رفتيم تو سال 86 ( منم از عدد 6 خوشم مياد پس امسال ديگه كلي شانس با من است! ) نميدونم شما تحويل سال چه كردين اما ما كه خوب دعاي تحويل سال را خونديم و كمي هم تو دلمون دعا كرديم. بعدم كه دست و روبوسي با مامان و بابا و تبريك عيد ( عيدي را فردا ميگيرم! ) . بعدم فال حافظ كه سه بيتش را مينويسم يادگاري :

 

شراب لعل كش و روي مه جبينان بين           خلاف مذهب آنان جمال اينان بين

اسير عشق شدن چاره خلاص منست          ضمير عافيت انديش پيش بينان بين

كدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست          صفاي همت پاكان و پاك دينان بين

 

بهاري باشيد.

دلتون شاد ، فكرتون آرام و جسمتون سالم باشه.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:5  توسط فازی  |