تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - وجدان درد!
سلام.

۱-وقتی هر جا میری همه دارن میکرو میخونن اون وقت تو صبح ساعت ۱۰ از خواب پا میشی و بعدم به ۱۰ نفری که دارن تو اتاق با هم میکرو میخونن و با کتاب و اسلاید ها سر و کله میزنن لبخند ملیح میزنی  بایدم وجدانت درد بگیره.

پ.ن :خدا جون به همه دوستام کمک کن که خیلی پاس بشن !خیلی پاس شدن یعنی این که با نمره های خوب خوب پاس بشن.

۲-امروز آیدا کوچولو با مامان و مامان جونش اومدن خوابگاه کلی هممون ذوق کردیم یاد اون روزی افتادم که مامان و اینا اومده بودن...  آخ که چقدر دلم براشون تنگ شده. 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 22:34  توسط فازی  |