سلام.
این پروژه پایانی هم شده دردسر. گفتم که قبل از عید رفتم پیش استاد شبکه و باهاش راجع به پروژه حرف زدم اونم موضوع طراحی یک پرتال را با مخلوطی از کارهای سروری لینوکسی بهم داد!
خوب ما هم گفتیم چشم. بعد از عید که رفتم پیش استاد ایشون گفتن که دیگه تو این فیلد کار نمیکنند و بهتر من موضوعم را عوض کنم و چیزی در حدود ۱۸۰ درجه موضوع پروژه من عوض شد و رسید به تحلیل و طراحی و پیاده سازی سیستم اطلاعاتی بیمارستان و درگیری با پروتکل HL7 و یک مقدار خورده فرمایش های دیگه که رسما یک پروژه نرم افزاری بود. تازه با همه این حرف ها بازم استاد همچین این پروژه به دلشون نشسته بود !!!![]()
اما قضیه چیز دیگه ای هم بود اونم این که استاد اصرار فراوانی روی استفاده از HL7 داشتن و من باید این پروتکل را برای انتقال استاندارد داده ها استفاده میکردم. اما نکته ای که بود این بود که استاد آشنایی کافی با این پروتکل نداشتن و حتی تعاریف اولیه من هم براشون جدید بود ( البته با توجه به گستردگی فوق العاده رشته ما این امری کاملا طبیعی است) خلاصه قرار مدار ها را گذاشتیم و من شاید چیزی حدود ۷-۸ بار هم رفتم دم دفتر استاد شبکه تا برگه تایید پروژم را بدم اما استاد نبود و خلاصه نشد که بشه!![]()
این گذشت تا چهارشنبه که با دکتر مینایی کلاس داشتیم. بعد از کلاس رفتم پیششون تا ببینم میتونن کمکی بهم بکنن و منبع خوبی برای پیدا کردن کدها و نوع داده های HL7 بهم بدن یا نه. اما چشمتون روز بد نبینه که به محض عنوان کردن این مسئله دکتر بهم گفت که HL7 خیلی کار سنگینی و حداقل یک تیم ۱۰ نفره برای کار لازم داره!
منم که هر جوری حساب کردم دیدم با کل خونوادم هم ۱۰ نفر نمیشیم این بود که رسما این طوری شدم ![]()
![]()
بعدم چند تا موضوع بهم ارائه كردن كه از بين اون ها از مبحث هوش تجاري ( Business Intelligence ) خوشم اومد و قرار شد تو اين زمينه كار كنم.![]()
بعد ، از اون جايي كه عصر چهارشنبه بود و من برگه انتخاب پروژه نداشتم كه دكتر مينايي برام امضا كنند موندم كه چي كار كنم! به دكتر گفتم برگه را ميگيرم و ميام قم تا امضا كنين. دكتر ديدن اين طوري براي من سخته، گفتن نه و بعد در كمال محبت زنگ زدن به استاد اعظم تا از طرف خودشون برگه من را امضا كنن
. من كه نميشنيدم چي ميگفتن با هم اما يك جايي ديدم دكتر مينايي با يك لحن شوخي به استاد اعظم ميگفت تو كه همه جا جاي من امضا كردي اين يك بارم بكن!
خلاصه بنا به اين شد .
از طرفي من مرتب پيش خودم فكر ميكردم كه حالا به استاد شبكه چي بگم و چه جوري بگم كه رفتم با يكي ديگه پروژه گرفتم. نكنه باهام لج كنه
( البته با توجه به تجربه قبلي در زمينه درش شبكه احتمال اين كار خيلي ضعيف بود
) . خلاصه پنج شنبه و جمعه يك كم سرچ زدم و راجع به BI * تحقيق كردم و از منابعي كه دكتر مينايي برام ميل زده بودن استفاده كردم. گذشت تا صبح شنبه.
صبح شنبه با اتوبوس 7 اومدم كاشان!!!
و رفتم پيش استاد شبكه. يك ساعتي كه دنبال اين بودم كه استاد را پيدا كنم ( آخه معمولا استاد شبكه در دسترس نيستن
) خلاصه بالاخره تو مركز كامپيوتر چشمم به جمال استاد روشن شد و با ترس و لرز رفتم پيششون و موضوع را راست و پوست كنده گفتم و بعد گفتم اشكالي نداره كه من با شما پروژه نميگيرم؟ استاد هم يك لبخند ژوكوندي برام زدن و گفتن نه! خوشحالم ميشم!!!!!!!!![]()
![]()
و من واقعا از اين همه توجه و علاقه استاد زبونم بند اومده بود!
اما مطلبي را هم بهم گفتن كه بعد هم كه رفتم پيش استاد اعظم هم همين حرف را شنيدم و اونم اين كه احتمال تصويب پروژم كمه!!!!!!![]()
اونم به خاطر اين كه موضوعم خيلي كلي است ( آخه BI خيلي خيلي گسترده است ) منم كلي ترسيدم
. به استاد اعظم گفتم حالا چي كار كنم؟ اگه تصويب نشه من به خاطر پروژه 9 ترمه ميشم! استاد گفت حالا احتمالا بايد كمي تغييرش بديم تا درست بشه.قرار شد كه زنگ بزنن با دكتر هم صحبت كنن ( البته اگه خدا بخواد و يادشون بمونه
) .
خلاصه كه فردا صبح جلسه گروه است و من الان فقط بايد منتظر بمونم و ببينم بالاخره سرانجام اين پروژه پاياني من چي ميشه . اميدوارم كه كارها به خوبي و خوشي انجام بشه. ( احتمالا اگه موضوع تاييد بشه اون قدر تغيير كرده كه ديگه نميشناسمش!!
)
![]()
![]()
![]()
![]()
. صبح رفتم پیش مدیر گروه و میگم جلسه کی است؟ ایشون هم در کمال ریلکسی بهم میگه جلسه نداریم! میگم برای تایید پروژه پایانی ها مگه قرار نبود جلسه داشته باشیم؟؟؟ میگه فقط یک پروژه به من اعلام شده ( تا الان حداقل ۴ تا پروژه امروز باید تصویب میشد!!!
من نمیدونم این استادها چی کار میکنند؟!
) این بود که برای یک پروژه جلسه نداریم.
![]()
. جالبم هست که بعد کلی اظهار فضل میگه پروژه ها باید یک پیاده سازی داشته باشند تا ما بتونیم معیار پایان برای کار در نظر بگیریم و اگه کار بدون پیاده سازی باشه ما نمیفهمیم دانشجو چقدر کار کرده!!!!!!!!! آخه یکی نیست به ابن موجود! بگه به نظر شما تحقیق و پژوهش یعنی کشک........![]()
پ ن ۴: سر کلاس مهندسی اینترنت ام و به شدت خوابم میاد ![]()
![]()
*يك تعريف ساده از Business Intelligence : BI عبارت است از فرآيند بالابردن سوددهي سازمان در بازار رقابتي با استفاده هوشمندانه از داده هاي موجود در فرآيند تصميم گيري در سازمان.