تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - مشهد
 

به امید خدا و بی حرف پیش فردا صبح ساعت ۴ عازم مشهدیم.

انشالله به خوبی و خوشی.

 

پ ن: ( ساعت ۱۱ صبح ) استاد استرس قرار با ما بیاد اردو ٬ تازه شرطم تعیین میکنه. گفته حتما باید همراه خانوم داشته باشیم تا بتونیم بریم!!!! من نمیدونم چی باید گفت. حالا رفتم هی این تلفن سایت که زنگ میزنه و خانم های کارمند دانشگاه لطف میکنند و آمادگی خودشون را برای همراهی ما اعلام میکنند. مگه اینا کار ندارند؟

پ ن۲: ( ساعت ۴ بعدازظهر ) الان خبر رسید که اتوبوس ولوو جور شده. خدا را شکر. حداقلش اینه که گرما خبری نیست

دل ن: با اجازه! حلال کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:50  توسط فازی  |