به درس خوندن عادت ندارم!
آخه این ترم هیچ میان ترمی هم ندادیم برای همین کلا درس خوندن یادم رفته.
اون وقت تو این شرایط انصاف که بگن هفته دیگه ۲ تا امتحان گردن کلفت باید بدی که اصلا نمیدونی چی چی هست؟؟؟![]()
![]()
مهندسی نرم افزار ۲ که به قول استاد الی ماشالله مطلب داره برا خوندن و همه هم به زبان شیرین انگلیسی!
و مهندسی اینترنت که یک سر داره و هزار سودا!![]()
خلاصه که روزگار غریبی است نازنین. و تازه تو این همه گیر و دار من بدجوری خوابم میاد
و به محض این که یک جزوه میگیرم دستم انگار دو تا وزنه ۱۰۰۰ کیلویی بستن به این چشمام!!!
بعدم خواب![]()
خدا خودش به خیر کنه.![]()
امیدوارم نخوام یک اردوی فارغ التحصیلی دیگه هم برم![]()
![]()
![]()
پ ن : بچه ها ارزشیابی اساتید به صورت الکترونیکی است. برای این که مشکلی پیش نیاد برید و تایید کنید.تو همون پرتال خودتون است.
پ ن2: كم كم دارم با محمد به توافق ميرسم.الان ميفهمم كه ديگه بزرگ شده و از اون حالت بچگي در اومده. ديگه وقتي كه يك چيزي را ميخواد اصرار نميكنه. هميشه سر كامپيوتر مشكل داشتيم آخه محمد عاشق كارتون است ( اين عاشق كه ميگم را جدي بگيرين. اگه براي 100 امين بار ببينينش كه داره يك كارتون را طوري ميبينه كه انگار دفعه اول است اون وقت معني حرف من را ميفهمين!
) اما الان حداقل ميتونم يكي دو ساعتي ازش وقت بگيرم و بعد ميدون را ترك كنم! خلاصه كه هنوز رئيس محمد است اما منم اون گوشه كنارا قبول كرده.![]()
پ ن3: در راستاي پي نوشت بالا اينم بگم كه ديروز بهش گفتم الان كار دارم و بعدا بيا اون وقت يك موقعي كه خسته شدم و داشتم يك كم فيلم ميديدم من را ديده و به مامان گفته مگه فائزه درس نداره كه فيلم ميبينه!!!
اينم از آقا كوچولوي ما.![]()
دل ن: الان باید درس بخونم اما حسش نیست! اینه که دارم قبض تلفن را هی زیاد میکنم!!! یک موقع هایی که حس کاری را نداشته باشم عمرا نمیتونم انجامش بدم٬ اگه هم زورکی انجامش بدم به همه چی توجه میکنم جز اون کار.اینم یک جورش دیگه.
پ ن۴: ۱۰ تا لکچر برای نرم ۲ باید بخونم که هر کدوم تقریبا ۵۰ صفحه اند و همه هم حفظی .من میمیرممممممممممم.![]()
![]()