/* از این اردو به بعد ، خاطرات را 4 روز به 4 روز می فرستم.پس یک نفس راحتی از دست این نوشته ها می کشید.دلیلش هم اینه که مشغله هایی فراوان بر سرمان ریخته است !!!!!! */
---------------------------------------------------------------------------------------------
گقته بودم که ما بچه های کامپیوتر عاشق اردو هستیم.اصلا تو این زمینه رکوردار هستیم . در این قسمت می خواهم به یکی از بهترین و خاطره انگیز ترین اردوهای دوران چهارساله اشاره نمایم .اردویی که اگر چه بچه های 82 خیلی کم بودند ولی همون تعداد نفرات هم بهترین با هم بودن را رقم زدند.البته یه چند نکته ی زیر توجه کنید :
1- من این اردو را کلمه به کلمه نقل می کنم ، از مقدمات کار تا پیاده شدن دم درب خوابگاه .
2- ممکنه که چند قسمت بشه ، پس حوصله به خرج دهید و تا آخرش را بخوانید.
3- از اینکه فقط خاطره ها را نقل کنم و بگویم که امروز کجا رفتیم ، چه خوردیم ، چه گفتیم کلا بیزارم ، پس لطفا گیر ندهید که به حاشیه می زنم.
4- ممنونم
اردوی تبریز – دهم خردادماه 1385 لغایت 14 خرداد ماه
مقدمه
بعد از اینکه در سال گذشته جماعتی از 80را فارق الطهسیل نمودیم و به بازار کار ، خانه ی شو و غیرذلک روانه نمودیم ، تصمیم گرفتیم که در سال 1385 نیز با برگزاری همایشی با همان اهداف قدیمی و تکراری موجبات خوشبختی ملتی از 81 را فراهم نماییم. برای همین باد و خورشید و زمین و زمان دست به هم دادند تا مکانی را جهت این همایش برپا نمایند.سرراست ترین مکان همان تبریز خودمان بود.قبلا در اردوی تبریز سال اول شیخ حمیدالدین وجه تسمیه تبریز را نقل کرده بود و بدین سبب از ذکر این نقل خودداری می نمایم. به هرحال مکان با نظر دوستان 81 تبریز انتخاب شده بود.
هنگامی که بچه ای بیش نبودم شبی رستم دستان به خوابم آمد و در مورد هفت خان خود سخن ها راند و بگفت که ای کسی که در آینده به دانشگاه کاشان و گروه کامپیوتر روی ، روزی را برای تو پیش بینی می نمایم که برای گرفتن مجوز و برپایی یک همایش سخت تر از هفت خان من طریقت ، طی نمایی وآخر دست هم به نتیجه ای نرسی !
از آن شب سال ها گذشت تا اینکه خوابم و نقل های جناب رستم به واقعیت پیوست .البته برای این اردو من ودیگر دوستان 82 به طور مستقیم درگیر گرفتن مجوز نبودیم ، اما تا حدی آن را حس نمودیم. اما به هر حال قسمت دوم خوابم که رستم دستان به عدم نتیجه گیری اشارت نموده بود تحقق نیافت ، چون بچه های ما رستم تربودند و افراد حاضر در خان ها مانند شیران ، پلنگان و .... نبودند.
گرفتن برگه ای که نشان می دهد یک اردو قانونی است هر چند مختلط باشد !! ( خان اول و دوم )
بیاد می آورم که جناب رئیس دانشکده وقت بالاخره پس از سال ها سروکله زدن با موجودات عجیب و غریب بنام دانشجو بالاخره فهمیده بود که این اردو ها هیچ کدام جنبه ی علمی و پژوهشی ندارد و بهمین خاطر بچه ها تصمیم گرفته بودند که از در راستی ، درستی ، محبت ، صداقت و هر چی دیگه که فکر می کنید وارد شوند و هدف واقعی خود را از برگزاری این اردو اعلان نمایند.
دانشکده بودجه ندارد . این اردو ها باید از طریق مدیریت فرهنگی اقدام گردد.اردوی دختر و پسر چیست جانان من ، استغفرالله .
این مضمون سخنان مردی بود که سال های سال در مسند دانشکده ی مهندسی با پنبه سر برانده بود !!!
بچه ها به یک چیز واقف بودند و آن مطلب این بود که اگر کار از طریق کانال مدیریت فرهنگی (۱) طی شود دیگر باید فاتحه همایش ممایش را خواند.لشگرکشی های فراوانی که به همراه 81 به قلعه ی هزار اردک نمودیم مثمر ثمر نبود و به همین خاطر بچه ها کم کم ناامید می شدند.
البته یک کورسوی امیدی ایجاد گردید و آن قبولی دوتن از دوستان 81 در کنکور ارشد بود.مصطفی و امیر قبلا پیش بینی چنین روزی را می نمودند و به همین خاطر در کنکور ارشد قبول گردیدند، هدف دیگری هم از قبولی نداشتند.
به هرحال جناب رئیس با این بازدید و به دیگر سخن اردوی مختلط دختر و پسر موافقت نمود و این چنین بود که ما عازم سفر شدیم.البته امضای مدیر گروه وقت نیز لازم بود که این کجا و آن کجا !!!
پیدا نمودن کسی که مواظب ما باشد (خان سوم )
البته پیدا نمودن همراه نیز در جای خود قصه ای دارد که به دلیل درخواست یکی از دوستان مبنی بر اینکه تا اتمام تحصیل دوستان 82 از ذکر نام و هر چیزی که مربوط به رجال ساختمان اساتید می شود خودداری نمایم ، از این قسمت صرفنظر می نمایم .در همین حد بدانید که همراهمان به قول بعضی ها استاد ا س ت ر س ، عمو احمد و خیلی چیز های دیگه بود که ایشان یک شرط بسیار مهم گذاشته بود.شرط او وجود یک همراه بانو بود تا اداره ی اردو برایش راحت تر باشد، هر چند این بانو به آقا تبدیل گردید!!!
تهیه ی جایی که پسران از سرما یخ نزنند ( خان چهارم )
این نیز یکی از معضلات بود . بچه ها نمی خواستند که دوباره گرفتار قصه ی سال گذشته شویم و به همین دلیل از این جا می خواستیم که مسئله ی اسکان را حل نماییم.دوندگی های من ومصطفی ا. به نتیجه نرسید.امور دانشجویی به هیچ وجه همکاری نمی نمود.بسیار غمگین بودیم چون سرپرست محترم یکی از شروطش قطعی شدن خوابگاه بود.
گفته بودم که هادی در همه حال یار ویاور بنده بود و با اینکه این بار در اردو شرکت ننموده بود ولی ذاتا به قول خودش و خودم فعال بود.مقدمات واگذاری یک طبقه مهمان پذیر با عالی ترین امکانات در تبریز از کارهای بنیادی هادی برای این اردو بود.خدا یک در دنیا و صد در آخرت او را قرین رحمت و پاداش نماید.آمین !!
پیدا نمودن فرهیختگانی که دوستدار همایش باشند (خان پنجم )
شاید ساده ترین و در عین حال سخت ترین خان همین بود. آسان از این رو که جمع نمودن نفرات بسان آب خوردن ساده می بود و سخت از این جهت که بسیاری از دوستان متقاضی شرکت بودند.به هر حال یک جمع پایه (۲)، با محبت و بسیار شاد جمع نمودیم که عبارت بودند از :
جماعتی از 81 که به دلیل حضور گسترده از ذکر نام ایشان معذورم .
جماعتی از 82 که از چپ به راست عبارت بودند از : حمید ، محمد ، امینه ، وجیهه ، سمیرا ، فائزه، لیلا ، نسرین و خودم
جماعتی از 84 (دارودسته ی نیویورکی) بنام های : بهنام ، مجتبی ، اشکان ، مسعود ، علی و محمد
البته حضور یک نفر فرد مذکر از جمع 81 جایی بسی تعجب داشت که باز هم البته به خودشان مربوط بود و ربطی به ما نداشت.
نکته : از این خان به بعد کارها بسیار سریع انجام می گشت.دیگر خبری از شیران بی یال و پلنگان بی آزار نبود هر چند که این شیران بی یال باز هم دست انداز ایجاد می نمودند .با اجازه ی جناب رستم و اسفندیار تعداد خان ها را به عدد 6 تقلیل دادیم تا ماجراهای دانشگاه به روال قبلی خود برگردد .
ادامه دار است .......
تست هوش : بعد از چهارسال کی میدونه اسم خیابانی که به طرف درب خوابگاه کشیده شده بود و بانک تجارت در اول آن قرار دارد چه نام داشت؟
پی نوشت : مراسم افطاری و دفاع بچه ها مورخ 26 و 27 شهریور یکی از پرخاطره ترین ها بود.منتظر نوشته های آن باشید. داستان این دو روز را در آخرین شماره ذکر می نمایم.
۱- طبق مصوبه ی اخیر اکثر قریب به اتفاق دانشگاه ها (حدود 90 % ( دیگر بودجه ی بازدید مازدید ، افطاری و همایش تعطیل شده است.بالاخره بعضی از تشکل ها ی دیگر نیاز به بودجه دارند!!!
۲- هنوز هم برخلاف سخن بسیاری از دوستان معتقدم نفراتی باید در چنین اردوهایی شرکت نمایند که قبلا با هم بوده اند ، نه اینکه بعضی ها را برای اولین بار در این اردو ها رویت نماییم.