تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - ماجراهای دانشگاه (پایان)

 

سلام دوستان و یاران همراه.

خوب خاطرات اردوهای 82 از دیدگاه من تمام شد.البته نظرات متفاوت بود.عده ای گفتند که یخ بود که حق داشتند ، عده ای بی تفاوت و  فقط می خواندند عده ای هم استقبال نمودند. قرار از این رو بود که به صورت زیر عمل نماییم :

 

1- خاطرات و ماجراهای پشت پرده و جلوی پرده ی اردوها و مراسم

2-  خاطرات و ماجرا های شورای کامپیوتر 82

3- سوتی ها و موارد جالب در طی این چهار سال

4- خاطرات و صحبت های تلخ اساتید در مورد دانشجویان و دیگر اساتید  و اعتصابات

5- خاطرات تلخ پیش آمده در گروه 82

 

مورد اول را تا حدی که خاطر عزیز دوستان ناراحت نگردد به شکل بسیار محتاطانه نوشتیم .البته حرف بسیار بود که خوب همین قدر کفایت نماید.

مورد دوم را فردا روزی و با رخصت از اعضای محترم اگر نفسی بود به رشته ی تحریر در خواهیم آورد.

مورد سوم و پنجم را به دلیل بسیاری از ملاحظات بی خیال شدیم.اصلا انگار که نبودند.

مورد چهارم که شاید قسمت جالب قضیه بود به دلیل درخواست های مکرر دوستم و به دلایل امنیتی فعلن به رشته ی تحریر در نمی آید..هنگامی که تمامی دوستان 82 مدرک مهندسیشان را از این یونورسیتی اخذ نمودند می چاپیم.

 

البته اردوهایی بود که ما در آن طریقت ننمودیم و آن ها در این 24قسمت گنجانده نشد و البته خاطرات کامل اردو ها که مفصل تر و همراه با عکس های آن می باشد در فردا روزی بعد از کنکور مدارج وترقی در دست تهیه خواهد بود و در صورت تمایل دوستان در اختیار آن ها قرار خواهد گرفت.

البته جناب آنگاه نیز پیشنهاد جالبی دادند مبنی بر این که کل اتفاق های این سال هاو ورودی های مختلف را به کمک همدیگر جمع آوری نماییم. این مسئله با این که می تواند یک نوع سرگرمی و خاطره نویسی را تداعی کند ، می تواند برای سال ها در دانشگاه یادگار بماند و گنجینه ای ارزشمند از خاطرات دانشجویان کامپیوتر دانشگاه کاشان باشد.اگر کمی همت کنیم این مهم به آسانی قابل انجام است و آنچه باقی میماند یادگاری است از لحظه های شیرین با هم بودنمان.

 

فعلن کار ما تمام گردید ، اگر تمایلی از جنابان دوستان بود نزدیک به 144روز دیگر برمی گردیم .با آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان و البته مدیر محترم وبلاگ که چنین فرصتی در اختیار بنده گذاشتند.

 

بماند سال ها این نظم و ترتیب                                  زما هر ذره خاک افتاده جایی

غرض نقشی است کزما بازماند                                   که هستی را نمی بینم بقایی

 

التماس دعای بسیار

یک 82 ای

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:8  توسط فازی  |