استادان : آقایان قماشی و اسلامی
تعداد واحد گذرانده تا بدین جا :8 واحد
در دانشگاه دروسی وجود دارد که به آن ها می گویند عمومی ، از اسم آن نیز معلوم است یعنی شرکت برای عموم آزاد است . هدف از این درس ها ، بالا بردن بعد معنوی و البته خود انسانی ما انسان های به ظاهر آدم می باشد...
بر خلاف دروس پایه که به عقیده ی عده ای بالا بردن دید مهندسی ما را بر عهده دارند( هنوز هم حاضرم سرم رو گرو بگذارم که بسیار کمرنگند ...) ، معتقدم که این دروس اگر در جهت درست آن هدایت شود از سازنده ترین دروس می باشند اما دو صد حیف .. .
به هر حال در ترم یک سرباز رایان 82 را دو دسته نمودند و به آن ها گفتند که عده ای به کلاس استاد اسلامی تشریف ببرید و عده ای به کلاس جناب استاد قماشی .
ترم اول بود و استاد برایمان تفاوتی نداشت .جناب استاد اسلامی روحانی متد جدید در برخورد با جوانان و مسائل دینی بود ، برخوردهای منطقی وبحث در مورد مسائل مهم شیوه ی کار استاد بود.
در طرف مقابل استاد قماشی نامی حضور داشتند که با متدهای سنتی ، جزویسم و فضای بسته سعی در انتقال مفاهیم اخلاقی به فرهیختگان و روشنفکران به ظاهراز دبیرستان آمده داشتند که در این امر بسیار ناموفق نشان دادند.
ما را در کلاس استاد قماشی تبعید نمودند .درس استاد روزهای یکشنبه برگزار می گردید و دوستانی که در کلاس حضور پیدا نمی کردند ، ضررهای هنگفتی می دیدند زیرا جناب استاد در پایان ترم از افاضات خویش در پایان ترم سخن ها می راند که ای دانشجوی فرهیخته ی دودر! برای من بنویس که در کلاس در مورد تقوا چه گفتم!دوستان دانشجو هم مشتی بد وبیراه به دین و مذهب می دادند که ای استاد اگر این اخلاق اسلامی است نمی خواهیم.اما غافل از اینکه دین آن چیزی نبود که ایشان می گفتند...
رسم بر این است که فرهیختگان دانشجو تمامی کلاس های عمومی را دودر نمایند. از این جا بود که نهضتی بنام (م دودر ) راه اندازی شد و عده ی زیادی از فرهیختگان به این نهضت پیوستند.کلاس جناب استاد اسلامی آنچنان دلنشین بود که دوستان رایان 82 که اکثرا از تیره بنتان بودند در آن حضور پیدا می نمودند.انشا به خدا ،به امام زمان ، تفسیر یک شعر ، تفکر معنوی از کارهای جناب استاد بود.
به هرحال امتحانات جنابان استاد در دو فاز بسیار مختلف انجام گردید.یادم آید آن روزها را که ما به خاطر تمام نکردن یک دور جزوه هول و غمگین بودیم ، خداوند سید رضی را رحمت کناد که نهج البلاغه را گرد آوردی نمود وگرنه استاد دوستان دانشجو را مجبور می نمود که بروند و 110 جلد بحار الانوار را از بر نمایند (البته خواندن این کتاب ها در جای خود بسیار پسندیده است ولی برای برخی از فرهیختگان که منتظرند از زمین وزمان گیر به دین ومذهب دهند که هان اگر دین این است که همه ی این ها را به خاطر نمره حفظ کنیم وبعد هم بکار نبندیم ، نمی خواهیم دیندار باشیم و این یک آفت است !)
در طرف مقابل برخی دیگر که در محضر جناب استاد اسلامی فیض حضور داشتند مشغول مرور کردن 20 صفحه سوال و جواب بودند تا استاد به همگان بگوید که ای اندیشمندان ! ای آقایانی که خودرا متولی دین و مذهب معرفی می کنید، دین این نیست که دانشجو را به خاطر نمره به کلاس بکشانید !نمره را فراموش کنید تا دانشجو فکرش معنوی شود.
صد حیف که متد جناب استاد در سال های پایانی که ما در دانشگاه می چریدیم به بن بست برخورد نمود و جناب آموزش روبه جناب اسلامی نمود و گفت که هان ای مرد فرزانه !لوس بازی بس است ، نمره بیشتر از 17 نمی دهی ، حضور و غیاب می کنی و فقط در چارچوب کتاب درس می دهی ،باغ فین وبستنی و حضور در فضای آزاد بس است ، تو باید آن باشی که ما می خواهیم نه آنکه دانشجو می خواهد .این هم آخر وعاقبت یک نوگرایی اسلامی ، بحث و تعقل و تدبر ...
نمرات آخر ترم جناب استاد اسلامی همگی بیست ونوزده بود ونمرات 90 درصد از شاگردان جناب استاد قماشی زیر 12 ...
ببخشید دیگه ...
پ ن: خوب در راستای این که همیشه قرار بود نفت بر سر سفره های ما آورده شود و البته هیچ وقت این اتفاق نیفتاد(حتی وقتی بشکه ای ۱۱۵ دلار و بالاتر شد ولی آقایون احتمالا روی ۶۰-۷۰ دلار اون را بسته بودن و بقیش میرفت یک جاهایی!!!) اما خوب به هر حال دیگه تموم شد ٬ بالاخره وعده ها عملی شد و نفت بر سر سفره هامون اومد! و شروعشم از شهر اصفهان بود و مردم نازنینش که همیشه تو همه کارها اولند. دوستان همین الان اگه تشریف ببرید شیر آبتون را باز کنید میبینید که آب شدیدا بو و طعم نفت میده و فقط عیبش اینه که رنگش کمی فرق میکنه!!! به هر حال این جریان هم به خوبی انجام شد و بازم وعده ها مثل همیشه عملی شد تا ما خوچحال و خندان باشیم![]()
![]()
![]()
پ ن: آخه مگه بیکاری که شیفت را میگیری و بعد دیلت میکنی؟!!! خوب همین کارا را میکنی بعد می افتی به غلط کردن که ای وای دیگه اینا ندارمش که!![]()
![]()