تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - قسمت یازدهم : معادلات دیفرانسیل

 

معادلات دیفرانسیل

نام استاد : آقایان محمدرضا یاسمیان – ابراهیم ساعتچی

با یکی از دوستانمان که اهل کمالات و دانش فراوان بود بر سر دروس پایه صحبت می نمودیم و از مضرات و مفیدات آن صحبت می نمودیم که به درس شیرین معادلات دیفرانسیل رسیدیم.دوست فرزانه چنین سخن راند که ای یار عزیز معادلات دیفرانسیل این است که من می گویم :

در زندگی آینده ات دچار معادلاتی چند مجهولی  خواهی شد که تو را سخت به حل آن وامی دارد.البته شاید نتوانی آن معادلات را که بعضا هم پیچیده هستند حل نمایی. از این رو آغایان وزارت دانش و حل مشکلات جوانان این مملکت این درس را در برنامه ی درسی گنجانده اند تا بینش دانشجویان نسبت به حل مسائل و معادلات پیچیده ی  آن تعویض گردد.البته این از بخش اول این درس بود و دیفرانسیل آن جهت رد گمی می باشد تا کسی نسبت به مسائل و مشکلات جامعه در دوران دانشجویی مطلع نباشد و اعتراضی نداشته باشد.

البته من با نظر دوست فرهیخته ام کلا مشکل داشتم و به او گفتم که جنابعالی بسیار منفی نگر هستید.اگر شما نظاره گر باشید ، کلا تمام جهان مشکل دارند و این مختص جامعه ما نمی باشد ما می خواهیم مدیریت جهانی داشته باشیم .برای همین من کلا درس معادلات دیفرانسیل را بخاطر ماهیت ریاضی آن و بالابردن قوای تفکر انسانی دوست دارم.

 

در بهمن ماه 1382 درس معادلات دیفرانسیل با دو استاد توانای گروه ریاضی ارائه گردید.عده ای از سرباز رایان 82 با استاد یاسمیان و عده ای دیگر با استاد توانا، ساعتچی کلاس داشتند.ما از تیره ی دانشجویان استاد ساعتچی بودیم.دو جلسه ی اول از کلاس استاد توانا را رفتیم و لی از کلاس استاد یاسمیان خبرهایی می رسید.سیل عظیم دانشجویان بود که کلاس درس استاد ساعتچی را رها می کرد و به کلاس استاد یاسمیان کوچ می نمود.بعد از پرس وجوهای فراوان فهمیدیم که دلیل رفتن دوستان به کلاس استاد یاسمیان به شرح زیر است :

1)       جوان بودن استاد و برقراری رابطه ی بهتر با استاد جهت آخر ترم

2)       شباهت بسیار عجیب یکی از خواننده های لوس آنجلسی به ایشان (بچه های عشق .... به خاطر اینکه نمی توانستند خواننده ی مورد علاقه شان را از نزدیک ببینند ترجیح می دادند کلاس های درس استاد یاسمیان را از نزدیک شرکت نمایند وفیض حضور ببرند.

3)       شیوا سخن گفتن جناب استاد و مفهوم بودن سخنان ایشان

4)       پخش سریال پاورچین در آن زمان و حضور کاراکتری بنام یاسمن گولا

 

البته از نظر سواد استاد تبعید شده ی دانشگاه شریف یعنی جناب ساعتچی بسیار فراتر از یاسمیانی بود که مثالات کتاب را در پای تخته کپی می نمود. اگر جناب یاسمیان حکایت امام محمد غرالی و آن راهزن را  می خواند باور کنید دگرگون می گردید و علم خود را بجای کتاب در فکر و روحش جستجو می نمود.به هرحال بیشتر کلاس های جناب استاد به کپی نمودن جزوات ایشان طی می شد و برای همین در اواسط ترم بود که کلاس های درس استاد افت شدیدی نمود البته از نظر جمعیت .

پایان ترم درس معادلات دیفرانسیل نشان داد که دانشجویانی که از کلاس استاد ساعتچی به کلاس استاد یاسمیان کوچ نموده بودند ، اشتباه بزرگی در زندگی دانشجویی خویش مرتکب گردیدند و بجای نمره ی بالای 15 به دنبال نمره ی ناپلئونی می گردیدند که بعضا هم موفق نگردیدند. این حسرت  از سخنان دوستانی بود که خود اعتراف نمودند که  ما باور نمی کردیم که نمره ی 20 بگیریم.البته سرباز رایان 82 نمرات خوبی در این در س اخذ نمودند و جای هیچ نگرانی نبود ...

 

نتیجه : البته استاد ساعتچی که هم از نظر تدریس و هم از نظر امتحان بسیار فرهیخته بود در اواخر سال هایی که ما در دانشگاه  می چریدیم  بنا به خواسته ی بعضی ها به مانند بعضی دیگر شدند (پیدا کنید پرتقال فروش را  ....)

                                                                                                                                                                  نویسنده : سیّد 


دل ن: امروز جشن فارغ التحصیلی محمد حسین است! کوچولوی ما که من هنوز بزرگ شدنش را باور ندارم امروز از مهد کودک فارغ التحصیل میشه و سال دیگه مدرسه رفتن را شروع میکنه.خداجون خودت همیشه حافظش باش. به چشم به هم زدنی هم جشن فارغ التحصیلی دانشگاهش میشه ٬ اون روز آیا هستم؟

پ ن: عزیزترین زنگ زده و میگه خداراشکر که دیگه استرس این یک کار را نداری! میگم چه کاری؟ میگه تو اخبار میگفت فردا نتایج ارشد میاد! میخندم و میگم همون ضرب المثل معروف است که برا ما فوقش لیسانس است. امیدوارم فردا دل دوستام شاد بشه و بهترین نتیجه ای را بگیرن که به صلاحشون است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 8:32  توسط فازی  |