تبليغاتX
خاطرات من و تو و او - يكي خوب – يكي بد

 

سلام

 

بد : هر موقع از روز و هر روزي از هفته كه بري تو خيابون ترافيك است. اون روزها كه بچه تر بودم همش همه ميگفتن چقدر تهرون ترافيك داره و فلان و بيسار است و چقدر همه تو زحمت اند و از اين حرف ها و من واقعا درك نميكردم كه اين يعني چي و از طرفي خوشحال بودم كه اصفهان اين طوري نيست ، اما حالا چي! همه جا ترافيك است ، من نميدونم اين همه ماشين از كجا عين قارچ سبز شده و اين همه ترافيك درست كرده است . اصفهانم شد مثل تهران و اين چيزي نبود كه خواسته بوديم.

 

خوب : چند روزي است كه هواي شهر خيلي عالي شده. آفتاب ديگه اون قدر ها داغ نيست آسمون ابر ميشه و باد خنك مياد و هوا ميشه مثل روزهاي پاييزي.  البته برا مني كه اون آب و هوا ي جهنمي را ديده و تحمل كرده بودم ، اصفهان خيلي هم خوب و خنك بود اما حالا ديگه خيلي محشر شده.  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 13:17  توسط فازی  |