سلام به همه شما دوست های خوبم که کلی دوستتون دارم. ![]()
![]()
خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟ نماز روزه هاتون قبول باشه انشالله.
دلم برا همتون تنگ شده ![]()
![]()
.
مخصوصا سلام میکنم به همه دوستای خوب و عزیزم که این چند روزه خوابگاه بودن![]()
. آخه خدایی از دید من کار بسیار سختی بوده
. البته فکر نکنید تو خوابگاه بودن سخته ها نهههههه از این لحاظ میگم که خوب اولین هفته بود . اما خوب احتمالا اون دوستای خوبم خودشون اصلا نفهمیدن چطوری گذشته چون انگار همه سخت درگیر فوق و این صحبت ها هستند ![]()
![]()
( بزنم به تخته
) حالا نه به این ها که از دانشگاه و خوابگاه دل نمیکنن ![]()
![]()
و نه به هم اتاقی های گل من که هنوز رنگ دانشگاه را ندیدن و انگار قصد اومدن هم ندارن ![]()
اگه اون هفته دیدین تو خوابگاه خون راه افتاده
نگران نشین قرار گاو و گوسفند قربونی کنیم ![]()
![]()
فردا جمعه است .داشتم به این فکر میکردم که جمعه های ماه رمضون برعکس بقیه موقع ها است. چرا؟
خوب آخه میدونین که غروب های جمعه دلگیر و کشدار است اما تو ماه رمضون به یمن وجود مراسم افطاری ملت همه انتظار رسیدن عصر جمعه را میکشند ![]()
![]()
راستی یک چیز جالبی بگم.چند شب پیش با بچه ها رفته بودیم شام بگیریم. تو صف شام که به یمن ورودی های جدید یک دو-سه کیلومتری میشه ![]()
ایستاده بودیم که بر حسب اتفاق چند تا از ورودی های جدید ۸۵ ای کامپیوتر را دیدیم ![]()
. کوچولوها ![]()
همشون هنوز نیومده کلا روحیه هاشون را از دست داده بودن و کلی هم ترسیده بودن![]()
![]()
آخه علاوه بر حرف هایی که از دور و بر راجع به استاد ها شنیده بودن
تو جلسه معارفه ای هم که داشتن مدیر گروه جدید بهشون گفته بوده که این جا هیچ کس ۸ ترم درسش را تموم نمیکنه ![]()
![]()
![]()
![]()
با شنیدن این حرف کلی خندیدیم و گفتیم حالا که این طور است بریم پیش مدیر گروه و براش کلاس بزاریم که بابا ما را ندیدی![]()
![]()
اماااا یک کم فکر کردیم و گفتیم یعنی این حرف چه چیزی پشتش داره؟؟
خوب این یعنی که از این به بعد هیچ کس این جا ۸ ترم درسش تموم نمیشه؟ ![]()
یعنی تموم کردن ۸ ترم هم اشتباه مدیر گروه قبلی بوده؟؟ ![]()
و یا چیز دیگه ای بوده و ما نفهمیدیم؟؟
خوب نظرتون چیه؟
البته احتمالشم هست که مدیر گروه جدید برای نشون دادن قدرت
هممون را ۷ ترم فارغ التحصیل کنه ![]()
![]()
![]()
آخه میدونین که به قولی این جا کاشانه و همه چی ممکن است.![]()
![]()
![]()
![]()
راستی انگار قرار است برای این کوچولوهای تازه وارد ( خیلی الان دارم احساس بدجنسی و سال بالایی میکنم ![]()
![]()
) جلسه معارفه برگزار کنیم. یعنی جمع بشیم و براشون سخنرانی کنیم و مخشون را بزنیم و بگیم که ما چقدر خوبیم ![]()
و استاد ها از ما بهترن
و این جا بهترین جایی بوده که اون ها میتونستن قبول بشن ![]()
و خلاصه حسابی سرشون را گول بمالیم اما در عوض بهشون روحیه بدیم
( آخه چقدر ما خوبیم خداااااااا ) و البته در حواشی برنامه میتونیم کمی شیطنت و اذیت هم بکنیم و در نقش یک غریبه کلی خوش بگذرونیم.
فرق جلسه امسال با سال های قبل هم اینه که امسال از شیرینی خبری نیست ![]()
( خدایی ما ۸۲ ای ها خیلی تو این کارا پایه هستیم ها. یادتون سال اول هم که کسی برامون مراسم معارفه نگرفت خودمون برا خودمون گرفتیم.![]()
هههههههی کی بودیم ما هیچکی قدر ما را نمیدونه ...
)
خوب دیگه خیلی سرتون را درد آوردم
حالا دیدین بعضی وقت ها یک نوشته طولانی میدی به یکی بخونه و بعد چون میدونی طرف عمرا تا تهش را بخونه یک جایی اون آخرا مینویسی " اگه به این جا رسیدی خیلی ...
" خوب حالا هر کی به این جا رسید خیالش راحت باشه که تموم شد. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()